خلاصه ....
اون گفت :
سلام
نمیخوام گریه زاری کنم یا مظلوم نمایی یا هر چیز دیگه ای به اعتبارحرفهای شما هم نمیخوام "مقدس بازی" و اینجور چیزا در بیارم. فقط یه سوال دارم که خواهش میکنم جواب بده ببینم چیکار میخوام بکنم. در مورد تو اشتباه کردم. از اولش . ولی این اشتباه من باعث خرابیها و چیزای خیلی شدید و وحشتناکی توی زندگی و روح و جسم و روان تو شد . میخوام بدونم راهی یا کاری تو این دنیا هست که بتونم برم یا انجام بدم که تو من رو حلال کنی یا نه .اگه هست چیه... و آیا من میرم یا نه . اگه لطف کنی و خوب فکراتو بکنی و بدون قیل و قال راه انداختن تو نامه صاف و مستقیم بگی الف ب ج د که من بدونم چیکار میخوام بکنم ممنونت میشم
شرمندم
(اگه دلت خنک میشه بدون که یکی پیدا شد مقدس مآب تر از خودم و دقیقا از مقدس مآبیش استفاده کردو همه بلاهایی که تو توی وبت میگی من سرت آوردم رو به صورت ام پی تری تو 9 ماه سرم آورد + بردن 11 میلیون از پولم)
من گفتم :
ولی من خندیدم .... از ته دل ! به این که دارم توی چه دنیای گهی زندگی می کنم ! دنیایی که توش موجوداتی پیدا می شن که مثل زلزله 10 ریشتری همه بنای زندگیت رو نابود می کنن و بعد در کمال وقاحت میگن : از اول اشتباه کردم برای این که من رو ببخشی پیشنهادت چیه ؟ بگو ببینم آیا انجام می دم یا نه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شرم به این همه وقاحت !
درمورد قسمت خنک کننده : خوب ارث بردی از مامانت ! اخراجم شده بودی ، نه ؟؟؟؟ واقعاً التزام این همه دروغپردازی چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ( البته ام وجود آدمه از نظرم دروغ نبود .... پوله رو گفتم !!!!! )
پیشنهادم :
الف ، ب، ج ، د : همه اون چیزهایی رو که ازم گرفتی ، اونایی رو که توی زندگی و وجودم نابود کردی ، اون ها رو بهم برگردون !
راستی داشتی 2×2 تا هات رو می کردی به این موارد هم فکر کن :
به لحظاتی که به اعتماد حرفات باور داشتم با عشقی معادل عشق خودم پاک و خالص رو به رو هستم و به هرچی گفته می شد ایمان داشتم و اگه گفته می شد برم تو چاه می رفتم به اعتبار قسمهات !!!!!
لحظاتی رو یادت بیار که من رو تو بدترین شرایط ممکن تحت بدترین شکنجه های روانی قرار می دادی و من هیچ چیز نداشتم غیر از اشک و ا قرآن که خدا رو بهش قسم می دادم که مگه این کتاب تضمین باورام نبوده پس به خاطر همین کتاب باورهام رو نجات بده ! بعدش خونسرد انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده راحت مینشستی و میگفتی قصدم امتحان عشقت بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای خدا وجود داری تو ؟ این ها رو دیدی ؟ یادته ؟
پلهایی رو که پشت سرم و رو به آینده ام خراب کردم به اعتبار قول و قسم و به پام واستا ..... تحمل کن .... به مرگ بچم همشون رو برات جبران می کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چقدر این جمله تو گوشم زنگ میزنه !!!!
بشمار زخم هایی رو که به روح و جسم و روان و زندگیم زدی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پیش وجدان خودت ( اگه داری !!!!!!!!!!!!!!!!!!!) بشین حساب کن واقعاً این آدم غیر از عشق دلیل دیگری داشت برا بودن کنار من که اینطور زخمی و بی آبروش کردم ؟؟؟؟
پیش وجدان خودت حساب کن شرایط حلال کردن کسی که همه جوره از وجودم برای خودش پل ساخت تا خودش رو از منجلابی که داشت توش زندگی می کرد بکشه بیرون و توی تمام سختی هاش کنارش بودم و بدبختی هاش مال من بود خوشی هاش مال خانواده جونش تا سختی ها رسید به من بی پشت و پناه رهام کرد و حتی زمانی که از ترسم نمی تونستم برم جلو چشم خانوادم و توی خیابون التماسش می کردم فقط گوشیش رو برداره و از اون بلاتکلیفیه کشنده نجاتم بده، اون بلاها رو سرم آورد ، چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به خودت بگو من بی وجدان بی غیرت رو که زن شرعی و قانونیم رو ول کردم به امان خدا و گفتم من مدرک دارم کاری نکردم رو خدا می بخشه که 1 آدم بتونه ببخشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همون دفتر و همکارها بسم نبودن از بس حرف و حدیث شنیدم .... که چیا پشت سر و توی روم نگفتن و له شدم و دم نزدم ، کشیدم و شکستم ..... چطور حلال کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به خود نامردت بگو دختر مردم 1 اشتباه کرده بود اومد صاف و صادق گذاشت کف دستم ، از اشتباهش پیرهن عثمان ساختم تا به خودم جرأت بدم بهش بگم هرجایی ..... خدایا هستی دیگه ، نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون همه شکنجه شدم آخرش اغفالگر نفسم رو نبرید ؟؟؟؟ خدایا مگه نگفتی خوبی کنید تا خوبی ببینید ؟؟؟؟؟ اغفالگر هرجایی مکار خیلی درد داشت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو که دیدی دردش چه کارم کرد!!!!!!! هنوزم درد داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هنوز هم کلمه اغفالگر رو می شنوم چهار ستون بدنم می لرزه ................ ببخشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ای خدا کجایی پس تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از یه دختر شاد و پر انرژی پر از امید و آرزو و عشق به آینده تبدیلش کردی به یه مطلقه افسرده شکسته .... 1 مطلقه که حقش نبود این همه نامردی ، این همه شکنجه ، این همه تحقیر ، اما اونم مثل بقیه مطلقه ها سرشار از درد و بی اعتمادی و شکستگی و ترس با این فرق که حتی جرأت نداره دهن باز کنه بگه راحتم بذارید .... به خدا منم درد دارم .... روحم درد می کنه ..... باورم خرد شده ..... دلم داغونه ..... بگم حتی نمیدونم جرمم چی بود برای اون اتهام و شکنجه ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! می ترسه بگه من مثل بقیه مطلقه ها نیستم که شوهراشون براشون تو ازدواجشونو توی با هم زندگی کردنشون سنگ تموم گذاشتن ........... به من مهلت 1 روز آرامش هم ندادن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می ترسم بگم داغ دارم به دلم که همسری که این همه پشتش واستادم 1بار پشتم واسته و بگه این زنمه ها ، ناموسمه ها ( فکر نمی کنم ناموس تو قاموس شما معنی هم داشته باشه البته !!!!!!!!!!!!!! ) ، قول دادم باشم و هستم ، مثل بقیه به پشتوانه 1 لشکر آدم و کلی سکه و تعهد محضری زنم نشده ها ، با عشقش زنم شد .... اگه دنبال چیزی بود از من سرترها زیاد بودن براش ، بودم وقتی پیشنهاداشون رو می دادن و اون نگاهشونم نکرد و باهام موند ... اگه با من موند به پای عشقش مونده ها ... انقد به خدا باور داشت که کتاب خدا رو نشونش دادم همه چیز رو باور کرده ها .... اعتبار زندگی ای که براش سنگ تموم گذاشت حرف من بوده ها .... حرفی که حتی روی 1 برگ کاغذ هم ثبت نشده بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یادته آرمان ناآدم تو اون وبلاگ به من گفتی شیطان .... به من گفتی مکار .... صاحب همون کتابی که ازش اون حرف ها رو درآوردی تنها شاهد منه تو تمام لحظاتی که بین من و تو بود .... شاهده من فقط 1 بار قول دادم بدون قسم و تأکید .... شاهده تو چه شرایطی پای حرفهام موندم .... شاهده نامردی که مرد زندگی من بود مثلاً ، 1 لحظه رو نداره بگه این همسر من این کار رو کرد که به ضرر من و زندگیمون بود .... شاهده چی دادم و چی گرفتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شاهد همه چیز اونه ................. شاهد همه چیز ..........
اگه بخوام بنویسم 100 صفحه دیگه هم ادامه داره به علاوه اینکه وقتی نرود میخ آهنین در سنگ چه اهمیتی داره من خودم رو خسته کنم .... مگه کم کشیدم که حالا هم بلرزم و اشک بریزم و بنویسم .....
میگن هرچی پیچ رو محکمتر ببندی موقع باز کردنش بیشتر باید زور بزنی ! می خوای پیچی رو که با خرد کردن استخونهای روح و جسم من بستی چطور باز کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا تو بگو پیشنهادت برای حلال کردن کسی که اینطور نابودم کرده چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی این همه زخم و درد جبران می کنه تا بگم انجامش بدی حلالت می کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی فکر کنم چند تا حلالیت دیگه هم بدهکاری ! حلالیت مادری که بهت گفت حیوون هم تاب دیدن درد بچه اش رو نداره .... بچم رو دردش نده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اونوقت تو بچه اش رو کردی 1 مرده متحرک داغون براش پس فرستادی !!!!!!!!!!!!!!!!!! مادری که هر لحظه حال و روز بچش رو می بینه اشکش سرازیر می شه و می گه : خدا جوایش رو بده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حلالیت برادری که نشست جلوت گفتی خواهرت انتخاب منه و مطابق معیارهامه باورت کرد و از آبروش برات جلوی پدرش خرج کرد بی آبروش کردی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حلالیت خواهری که می دونست وقتی وارد زندگی خواهرش شدی 1 خیانت کار به زندگیت بودی اما اونم باور کرد که زخم زده بودنت که اون کارو کردی پس تا تونست دعا کرد خدا کمکت کنه اونوقت تو خواهرش رو به لجن کشوندی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حلالیت بارانی که انگار اون شوهر زنت بود .... اون غیرت و ناموس سرش می شد که جنازه آواره زخم خورده من رو به دندون می کشید که سر پا شم .... می خوای برم به اینا هم بگم حلالت کنن ؟
راستی تر حلالت کردن هم جزء بدهی هاییه که بهت دارم که با ابن لحن وقیحانه برام فاکتورش رو فرستادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و در آخر اون گفت :
:'-(
سلام
همه حرفهات حسابی و درسته. من هیچ دفاعی از خودم ندارم که بکنم . بد کردم . در حق تو خیلی بد کردم .
ارث مادریم رو اشتبا کردی . اخراج...تا آستانه ی اخراج بردنم . ولی نه اخراج نشدم . کار دومم رو از دست دادم . یه جای دیگه مشغول شدم که هنوز به پول نرسیده . قضیه اونی که کلاه سرم گذاشتو پولم رو برد واقعیه . دقیقا اتفاقات من و تو تکرار شد اینبار جای تو من بودم . میفهمم که راست میگی و من چه کردم باهات .
بدهکارم نیستی از لحنم هم معذرت میخام .
بد کردم باهات
خیلی بد کردم
معذرت میخام
معذرت میخام
معذرت میخام
تورو به خدا ببخش
خیلی پر روییه
میدونم
ولی ...
ببخش....
:'-(
مخصوصا این اواخر هر چند شب یکبار خابتو میبینم .بعضی وقتها با مامان دختری وگاهی با ناله بیدار میشم
بخدا من هم .... بی خیال. فکر میکردم آدمم ولی قبول دارم "ناآدمم" قبول دارم
تو روخدا
توروقرآن
هیچ پیشنهادی ندارم .... میدونم که اونقد مرد نیستم که کاری کنم
حالا یه دعا کن .... اینکه خدا هر کاری میخاد بکنه باهام تو همین دنیا بکنه... نذاره و اسه اون دنیا میترسم ازش
:'-(
و هم اکنون نظر شما را جلب می کنم به این نکته :
اگه دلت خنک میشه بدون که یکی پیدا شد مقدس مآب تر از خودم و دقیقا از مقدس مآبیش استفاده کردو همه بلاهایی که تو توی وبت میگی من سرت آوردم رو به صورت ام پی تری تو 9 ماه سرم آورد + بردن 11 میلیون از پولم
دقت دارین که جدایی بنده از ایشون به 10 ماهم نکشیده ایشون 9 ماهش با یکی بودن که :
دقیقا اتفاقات من و تو تکرار شد اینبار جای تو من بودم
دقت کردین ؟ توی اون روزهایی که ایشون داشتن توی کلمات مغولی وب بنده غلت و واغلت می زدن و لیست صادر می کردن برای من که چه کارهایی در حقم کردن داشتن مستحیل می شدن توی عشق خانم 9 ماهه که 11 میلیونم بردن !!! حالا ما کاری نداریم آدمی که آه نداشت با ناله سودا کنه یهویی 11 میلیون از کجاش دراومد اما جالب اینجائه که من اغفالگرما .... داشتید قضیه رو که ؟
راستی یادتونه توی اون لیسته چند بار دم از اخراج شدن زده بود ؟
اینم خوندید ؟ :
اخراج...تا آستانه ی اخراج بردنم ولی نه اخراج نشدم
به یه چیز دیگه هم دقت کردین ؟ طفلکی شبا با ناله از خواب بیدار می شه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وای این همه درد رو چطور تحمل می کنه یعنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی به قول شاعر : حیرت زده ام .... تشنه یک جرعه جوابم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده توسط آرزو در
90/10/27 و ساعت
20:27 |